عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

712

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مزد ايشان بنزديك خداوند ايشان وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ و نه بريشان بيمى وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ 262 و نه جاويد در آخرت اندوهگن باشند قَوْلٌ مَعْرُوفٌ - سخنى خوش و نيكو وَ مَغْفِرَةٌ و آمرزش بافراط درويش در الحاح و جز زان خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً به است از صدقهء كه پس آن بود رنج نمودنى وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ 263 و اللَّه بى نيازست بردبار النوبة الثانية - قوله تعالى : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي الآية . . . - مفسران گفتند - سبب آنك ابراهيم اين سؤال كرد از اللَّه آن بود كه بمردارى بر گذشت بر ساحل بحر طبرية ، ددان بيابان را ديد كه مىآمدند و ميخوردند و همچنين مرغان هوا جوك جوك ، ابراهيم كه آن چنان ديد شگفت بماند گفت - يا رب ميدانم كه اين را همه با هم آرى از شكمهاى ددان و حواصل مرغان ، با من نماى كه چون زنده كنى آن را تا معاينه بينم ، آنچه بخبر ميدانم ، فليس الخبر كالمعاينه ، اللَّه گفت : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ نه ايمان آورده‌اى ؟ اين كلمت گواهى است از اللَّه بر ايمان ابراهيم . و در خبر است از مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه گفت « نحن بالشك اولى من ابراهيم » ما به گمان سزاتريم از ابراهيم ، اين هم گواهى است از مصطفى ابراهيم را بر يقين او ، و اين اولى كه گفت آن را گفت كه امام ملت ابراهيم است و خلق پس وى تا برستاخيز همه اتباع وى اند ، كه پيشوا به گمان بود پس روان همه به گمان باشند . و اين أَ وَ لَمْ همچنانست كه جرير گفت : أ لستم خير من ركب المطايا * و اندى العالمين بطون راح ؟ معنى آنست كه انتم خير من ركب المطايا .

--> قالَ بَلى - ابراهيم گفت ايمان آورده‌ام و بر يقينم لكن دلم ميخواهد كه به چشم سر در عجائب صنع و بدايع قدرت تو نگرم ، و علم اليقين عين اليقين گردد ، و ايمان استدلالى بايمان حسى بدل شود ، كه وساوس در راه استدلال و خبر آيد در حس و عيان نه ، و دل